54/قصه ی ترس

از همون روز بود که انگار تو یه آدم دیگه ای شدی....

(الان سه ساعت از برگشتن شما میگذره. همه تون خوابیدید و من اومدم سراغ ادامه ی نوشته ام!)

دیگه شبها توی اتاق خودت نمی خوابیدی و اگه من یا بابا اصرار می کردیم با یه گریه ی دلخراش مواجه می شدیم؛ دیگه حتی توی خونه من باید فقط جلوی چشمات می بودم، یه لحظه اگر می رفتم توی اتاق سراسیمه و با نگرانی زیاد و بغض دنبالم می گشتی؛

دائم منو چک میکردی که جایی نرم.حتی دیگه با آبجی فاطمه هم خونه ی مامان جون نمی موندی و گریه می کردی.

من دیگه حق نداشتم وقتی تو بیداری بخوابم،چون خیلی حالت بد می شد و استرس و دلشوره ی غریبی همه ی وجودت رو دربر می گرفت.

دیگه حتی موقع بیرون رفتن از خونه تنها توی راه پله نمی رفتی. و وقتی هم که با هم می رفتیم با بغض و استرس می گفتی نرو نرو بذار کفشم رو بپوشم.

گریه هات هم اونقدر با معصومیت و مظلومیت همراه بود که قلبم رو تکه تکه می کرد و خیلی از لحاظ روحی داغونم می کرد.

هرکار که می کردم درست نمی شد. و نمی دونی که حال بد و نگرانی تو چقدر برای من سخت و ضجرآور بود.از اینکه همه اش فکر میکردم تقصیر منه...از اینکه کار احمقانه ای کردم و به حرف تو(بدون اینکه تجربه ای داشته باشی) اعتماد کردم و تنهات گذاشتم...

حالا این تو بودی مقابل من؛ فرزندم در برابر من  ایستاده بود بدون اینکه دیگه ذره ای اعتماد بهم داشته باشه و من هرچه بیشتر تلاش می کردم،خسته تر و تنها تر می شدم.

کار خدا بود که با یه مشاور کودک آشنا شدم و با صبر خیلی زیاد و آمادگی واسه یه راه سخت شروع کردم...چندتا نکته ی خیلی خوب هم یادگرفتم:

  • اینکه اقتدار یعنی هر حرفی زدی، پاش وایستا...(پس حرفی نزن که بهش عمل نمی کنی)
  • بچه های پدر و مادرهایی که اقتدار ندارند، ترسوتر هستند...(چون هیچ وقت نمی دونن چه اتفاقی قراره بیفته)
  • برای مقابله با ترس، بهترین راه همدلیه...(یعنی با ترس بچه ات بترسی و تو هم از ترسهات بگی تا اون فکر نکنه که تنهاست)

و برنامه ی ما شد هر روز رفتن به پارک و بازی و قصه های هرشب تا وقتی که خوابت ببره. دیگه هیچ جایی بدون تو نرفتم. دیگه نخواستم تنها جایی بمونی. دیگه با همه ی نیازی که به خواب در طول روز داشتم (به خاطر بازی با تو و دویدن های دنبال فاطمه) نخوابیدم...

و امروز بعد از یک ماه گذشتن از این تلاش ها، تو الان توی اتاق خودت و روی تخت خودت خوابیدی...بی گریه، بی بهونه...

مسابقه میذارم باهات و عمدا جا می مونم و تو از پله ها تنها میای بالا و برنده میشی...

چرخ و فلک سوار میشی و بهت خوش میگذره...(اولا با بغض و گریه همون دور اول دوم پیاده می شدی)

وقتی سوار تاب میشی همه اش میگی مامان محکم تر هلم بده برم تو آسمونا...(قبلا اصلا زیاد تاب خوشت نمی اومد!)

و با همه اینها هنوز هم ترکش های اضطراب و ترس تو گاهی بهم برخورد میکنه...میگم الحمدلله؛ امید دارم که با صبر و حوصله و عشق مادرانه کم کم درست میشه...آره کم کم!

پسر...می بینی من با تو تا کجاها رفتم؟

من کی خبر داشتم که مادری این ها رو هم داره؟ من کی می دونستم جبران یه خطای یه ساعته و یه شبه، روزها و ماه ها و شایدم سال ها زمان و صبوری و تحمل می خواد؟من با حضور تو مادر شدم!

ممنونتم پسرم

دوستت دارم

/ 14 نظر / 46 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مجنون منتظر

سلام عزیزم ... خوبی ؟ فکر میکنم منم با این متن ها و وبلاگت با تو دارم بزرگ می شم ... این خوب نیست ؟ من که خیلی خوشم میاد ..... تجربه کسب می کنم محمد صالح جونم

مامان ریحانه

سلاااااااااااااااااااااااااام فردا تولد محمد صالح جونه تولدش مبااااااااااااااااارک،ان شاالله همیشه جمعتون جمع باشه وغمتون کم

آيدا

سلام وبلاگ تونو ديدم واقعا وبلاگ خوبي داريد ، منم يک سايت دارم با موضوع شبکه اجتماعي به اسم کليکي ها محيط خيلي جذاب و سالمي داره با کلي عضو صميمي و مهربان که واقعا خوشحال ميشم بياي و عضو بشي clickiha.net منتظرم عزيز

آيدا

سلام وبلاگ تونو ديدم واقعا وبلاگ خوبي داريد ، منم يک سايت دارم با موضوع شبکه اجتماعي به اسم کليکي ها محيط خيلي جذاب و سالمي داره با کلي عضو صميمي و مهربان که واقعا خوشحال ميشم بياي و عضو بشي clickiha.net منتظرم عزيز

آيدا

سلام وبلاگ تونو ديدم واقعا وبلاگ خوبي داريد ، منم يک سايت دارم با موضوع شبکه اجتماعي به اسم کليکي ها محيط خيلي جذاب و سالمي داره با کلي عضو صميمي و مهربان که واقعا خوشحال ميشم بياي و عضو بشي اين ادرس صفحه عضويت http://clickiha.net/signup اومدي خبر بدي بيام پست هايي که گزاشتي رو بخونم . منتظرم عزيز

آيدا

سلام وبلاگ تونو ديدم واقعا وبلاگ خوبي داريد ، منم يک سايت دارم با موضوع شبکه اجتماعي به اسم کليکي ها محيط خيلي جذاب و سالمي داره با کلي عضو صميمي و مهربان که واقعا خوشحال ميشم بياي و عضو بشي اين ادرس صفحه عضويت http://clickiha.net/signup اومدي خبر بدي بيام پست هايي که گزاشتي رو بخونم . منتظرم عزيز

حميدرضا

وبلاگ جالبي داريد.مطالب خوبي داخلش هست.ميتونيد چند تا از بهترين وبلاگ هايي که در زمينه وبلاگ شما هست به بنده معرفي کنيد؟ ممنون از پست هاتون در زمينه درج اگهي رايگان و نيازمندي به سايت kattibe.com منم سر بزنيد خوشحال ميشم