39: آرامش

سلام

بلاخره بعد از یک هفته، دستش رو باز کردم. همون دستی که توی مهمونی به بخاری چسبونده بود!!! خدا رو شکر سطحی بود و غیر از شب اول دیگه اذیت نشد. ولی نمی دونم آخر معنی «جیززز» رو فهمید یا هنوزم می خواد با شنیدن این کلمه هی بخنده! 

خیلی دلم براش می سوخت. بعد از چند روز دیگه به کار کردن با یه دست عادت کرده بود... اما امروز دستش رو براش باز کردم. مرد کوچولوی خونه، از ذوقش هی دست میزد. بعد از حمام و ناهار هم خوابید...چه خوابی!!!

ای کاش میدونستم داری چه خوابی میبینی!

و دستی که بلاخره خوب شد...

/ 29 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
...

تولدت مبارک...

خاله گل

یک وقت اپ نکنیدا گناه داره اونم از نوعه کبیره اصلا هم خودم به شخصه قهرم

به سراغ من اگر می آیی ...

>::_| به سراغ من اگر می آیید. پشت هیچستانم پشت هیچستان جایی است. پشت هیچستان رگ های هوا پر قاصدک هایی است که خبر می آرند از گل واشده در دورترین بوته خاک روی شن ها هم نقش سم اسبان سواران ظریفی است که صبح به سر تپه معراج شقایق رفتند پشت هیچستان چتر خواهش باز است تا نسیم عطشی در بن برگی بدود زنگ باران به صدا می آید آدم اینجا تنهاست و در این تاریکی سایه نارونی تا ابدیت جاری است به سراغ من اگر می آیید نرم و آهسته بیایید مبادا ترک بردارد چینی نازک تنهایی من سروده سهراب سپهری :\<\;":>"

خاله گل

خاله میشه از خواب پاشی؟ مردم انقدر اومدم اینجا تو خواب بودی

...

دلم تنگ شده خب...[ناراحت]

...

معلومه محمدصالح انقدر بزرگ شده که شما وقت نمی کنین اینجا رو آپ کنین... من که جدا دلم واسش تنگ شده... [ناراحت]

مامان امیراحمد و محمدصدرا

سلام خیلی خسیسی لااقل بذار برات نظر بذارم راستش من هم خیلی خسته ام فقط همین

خاله گل

سلام محمد صالحم رمضان اومد شاید دومین رمضان عمرته شیرینه این روزها و عطر وجود خداوند سختی و تلخی روزها مون را خنثی میکنه محمد صالح این ماه رمضون دارم یاد میگیرم که درد دل خیلی سخت تر از درد جسمه میدونی خاله یک روزایی میاد تو زندگیت، که همه بهت میگن به خودت فکر کن برای خودت بهترینو انتخاب کن و تو دقیقا میدونی بهترین انتخاب برای تو چیه اما لبخنده شیرین پدر و مادرت و خواست دلشون با دل تو فرسنگها فرق داره خیلی سخته اون موقعها خاله ای اون موقعها که مجبور میکنی خودتو تن به قضا بدی و لبخند بزنی و راضی باشی دلت را با خواستشون یکی کنی، خداییش خیلی درد داره خاله ای اما وقتی فکر کنی باید درد کشید و رنج برد در این غار حرای دنیا تا معراج برسی زیر شمشیر غمش رقص کنان میری و هرچی دردت سوزشش بیشتر میشه لبخندت عمیق تر میشه اما خاله ای حواست باشه این ماه رمضون و این مهمونی یه جوری برای دل تو فقط تو اومده اومده تا همه شکایتها و درد دلهاتو بگی اومده تا با بارون اشک چشم فرشته ها یک مرهمی روی این خستگیت بزاری دلتنگیه این روزها رو فقط و فقط یک مرحمه اونم خدا مراقب باش از همین روز

خاله گل

خاله ای نزار معصومیتت از دست بره نزار به بن بست دنیا برسی نزار دلت رنگی بشه بیا و تو معصوم بمون بیا و چراغی شو برای این همه خستگیهامون محمدم بیا و صالح باش بیا و شیرین ترین رویای ما را عامل باش بیا و به همه همه ما ثابت کن که میشود درست بود میشود سالم بود و میشود دل به این دنیا نسپرد بیا و دلهای تاریکمان را تو روشنایی باش دوستت دارم خیلی خیلی زیاد