22:همون پستی که قرار بود!

سلام.

نمی دونیم چه بلایی سر قالب قبلی اومد؟! مجبور شدیم عوضش کنیم. اما بابامجید اون رو بیشتر دوست داشت و کلی تعبیر و تفسیر براش داشت. حتی در صدد بود یه پست راجع بهش بنویسه که... نشد!

تجربه های جدید:

وقتی ....( این رو آخر سر!)چشمک

وقتی بغل عمو عباد ژست جدی گرفت!

وقتی موجودی به نام پا کشف شد!

وقتی در هیچ شرایطی خارش لثه دست از سرش بر نداشت!

وقتی زوایای دیگری از محبت پدرانه را با تمام وجود حس کرد!!!

وقتی در پیاده روی به مقاماتی دست یافت!

وقتی جا تر بود و بچه زیر عسلی های گوشه پذیرایی!(به دنبال کیسه فریزر)

وقتی از خواب برخاست و از دیدن پدر و مادر، بسی به شعف آمد!

وقتی با دالی بازی این شعف افزون شد!

وقتی که خشم سراسر وجودش را در بر گرفت!!!(همه جا تار شدنیشخند)

وقتی کلاه گشادی بر سرش گذاشتند!

  وقتی عطسه کرد!!!

....

و وقتی به شدت کارتون نگاه می کرد!

ما در حال شکار سوژه بودیمنیشخندچشمک

*******

توضیح: خونه، جایی که اونجا احساس آرامش می کنی و یه فضای شخصی به حساب میاد. از این بابت می تونی هر کاری توش انجام بدی به شرطی که به دیگران آزار نرسونی. هر چی دلت خواست بخوری. هر جور دلت خواست لباس بپوشی. هر فیلمی دلت خواست ببینی. هر وقت دلت خواست بخوابی یا بیدار شی. کلا آزادی!!!

نکته 2: بچه آدم _دقیقا نمی دونم تا چندوقتِگی_ منطقش کار نمی کنه ولی چشماش چرا...اون می بینه و سریع ضبط می کنه اما نمی تونه تشخیص بده که هر موقعیت و شرایطی با موقعیت و شرایط دیگه فرق میکنه. پس حق نداری هرکاری دلت خواست... هر چقدر که دلت خواست... هر وقت که دلت خواست... هر جور که دلت خواست، انجام بدی. جدی میگم، حق نداری!

پ.ن: روح آدم حد نداره. ظرفیت بی نهایت داره، چه مثبت و چه منفی. اگه خودت برای خودت حد تعریف کردی که هیچ، اگر نه یه جایی بدجور متوجهت!!! می کنند...باور کن!

/ 34 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
خاله حمیده

[لبخند]منظورم همون بود که گفتی گلم[پلک]...یعنی پردازش داده های خام و تراوشات مغزی و تولید اطلاعات و ایده و خلاقیت ذهنی و تفکر و تدبر و تأمل و ... پیرامون نحوه تعامل و برقراری ارتباط با گروههای سنی متفاوت و اقشار مختلف به لحاظ ملیت ، رنگ پوست، نژاد و زبان و فرهنگ و... و نهایتآ {یک نفس عمیق[اوه]} استخراج دانش بود ! شیطون بلا هم از باب استحباب عرض کردم و لاغیر![قلب] و من الله التوفیق[مغرور][زبان]

از محمدصالح به خاله حمیده

بسم الله الرحمن الرحیم. مِن محمّد صالح الى الحمیده خالی.انتِ مع السواد کثیرأو انا جَلَبَ اَصغر. اِلی هذا الخاطر، انا لا اِستَمَرَ. والسلام من اتبع الهدی. ترجمه: به نام خداوند بخشنده مهربان. از محمد صالح به خاله حمیده خودم. شما خیلی با سوادی و من کم آوردم. به همین خاطر دیگه ادامه نمیدم. درود بر آنکه پیرو هدایت شد! [نیشخند][نیشخند][چشمک]

گلریز

سلام خاله اییییییییییییی خوبی؟ خاله پاسپورتشو گرفتتتتتتتتتتتتتتت البته ویزا نگرفته فقط پاسپورتتتت!!!!!!!!!!!!!!!!! هنوز معلوم نیست بیاد یا نه !!!!!!!!!!!! امشب بابای خاله همه چیزو روشن میکنه! کلی دعا کن خاله کلیییییییییییی

خاله گل

سلام عزیزم خاله میدونی چیه؟؟؟؟؟؟؟؟ فقط خاله تو داره میاد مامان باباش نمیان خالت احتمالا واسه همیشه میاد محمد صالح خالت نمیدونه حالش خوبه یا بد تو دعاش کن

خاله گل

سلام خاله ایییییییییییییی ! خالت شنبه یعنی امروز پرواز داره ساعت 5 به وقت لندن و ساعت 8:30 به وقت ایران هم بینهایت از دیدن همه شماها خوشحاله،هم به دلیل نا معلوم بودنه همه چی شدیدا نگران خالت داره تنهایی میاد انشالا یکشنبه 3 صبح میرسه و ساعت حدودا 11 میاد دانشگاه دوشنبه بعد از ظهر هم حرکت میکنه به سمت مشهد تا دوشنبه هفته بعدش انشالله! خالت نمیدونه چشه هم بینهایت خوشحاله هم با جدا شدن از دوستاش و درسشو پدر مادرش و ....... خیلی ناراحته! عوضش میاد پیش دوستای همیشگی و عزیزش تو وطنش به امید خداااااااااااااااااااااااااا خاله ای خیلی دعا کن برای خالت دوست دارممممممممممممم خیلییییییییییییییییی

خاله گل

سلام خاله ایییییییییی الان فهمیدم مثل اینکه یکشنبه دانشگاه تعطیله من میخوام زود تر ببینمتون حالا همون یکشنبه یه جوری قرار میزاریم همو ببینیم نمیشه کههههههههههههه!

خاله گل

راستی خاله من از یک ساعت دیگه اصلا نت ندارم

خاله حمیده

سلام عزیزکم...[لبخند] تو معصومی و پاک... هر چی کمی و کاستیه از منِ سراپا تقصسره خاله جون[لبخند] عید خودتو مامانی و پدرت هم مبارک... همیشه حسینی باشی عزیز کوچک[لبخند][بغل]