29: چیزی از جنس ...

و تعجب از اینهمه پیگیری عکاس!

اولین تجربه کادوپیچ کردن خودت توسط خودت!

تجربه بعدی کاملتر بود...

و کشف هدیه کادوپیچ شده!

اولین تجربه سوارکاری!

 

و متعاقبا چپ کردن و زمین خوردن!

تجربه آرامشت با دکتر!

و آکواریومی که ندیده بودی...

تجربه جدیدی با دوست جدید(محمد احمدی)

اولین تجربه های نشستن در رستوران!(همراه شلیل)

فیگور بعدی

یه ورژن بالاتر!

اولین تجربه خوردن سالاد!!!(البته نه به این شدت)

شیرجه به سوی سبد 

فتح سبد نان 

وقتی سبد را بردند!

غیبت از خانه و عادت به خواب آواره!

 

*******

پ.ن1: شیرینی طفل شش ماهه را این روزها با تو خوب می فهمم...به یاد طفل شش ماهه ی تاریخ ایمان!

پ.ن2: به بهانه 17 مرداد...دفتر پنجم همسایگی مان را سه تایی خواهیم نوشت. خط اولش را بگذار من بنویسم هم سایه:

بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِیمِ...

/ 18 نظر / 31 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دانشجویی به نام دکتر

اون جمله رو از توی لینکای وبلاگ شما خوندم... فکر کنم نظرات یکی از وبلاگا بود... اتفاقا اون حرف رو می خواستم به شما بگم... ماه رمضون می ریم برای شبای قدر... انقدر سریع جواب نظرتون رو دادم،‌چون شاید تا یه هفته همه چیز رو 2 تا ببینم، نتونم جواب بدم... مرسی...

خاله گل

سلام خاله ایییییییییییی! پس چرا من انقدر دیر رسیدم؟؟؟؟؟؟؟؟ یعنی خالت بی معرفت شده؟ آخ اخ اما خب هرکی ندونه تو که میدونی عذر خاله موجه؟حالا موجه؟ ببین خاله عکسات دیگه این سری خیلی یه جوریه اما نمیتونم بگم چه جوری چون همه دلیل غیبت خاله را میفهمن و غوغا میشه[چشمک] این سری حتی نمیخوام قربون صدقت برم آخه این جسم.....چه ارزش داره که این چیزا رو بگم این سری خیلی نگاهت میکنم خیلی

خاله گل

من هنوز در به در طره اون زلف سیاتم من هنوزم سبز سبزم ریشه دارم یکی از پاپتی هاتم. آقای کوچیک نواز بنده پرور من هنوزم صله گیر چشم بارونی و اون ابر نگاتم منو کشتی ، منو کشتی ، منو کشتی کشته باشی خوش به حالم من هنوزم که هنوزه یکی از اون کشته هاتم من هنوز در به در طره اون زلف سیاتم من هنوزم سبز سبزم ریشه دارم یکی از پاپتی هاتم

عمو و خاله

یک یا علی بگو و ز جایت بلند شو بابا فدای خاطره هایت، بلند شو با من بگو علی پسر لپ درشت من با من بگو کجاست صدایت، بلند شو صالح نگاه کن به دو چشمان خیس من قدری بخند!من به فدایت بلند شو در خواب دیده ام قامت رعنایت ای عزیز با نام آنکه داده شفایت ، بلند شو همت کنی اگر، بخدا راه میروی یک یا علی بگو و ز جایت بلند شو"

عمو و خاله

سلام خوبی عمویی شنیدم امشب مهمون دارین؟؟؟ خوب بخواب که شب باید شب زنده داری کنیم دل تنگت عمو و خاله

خاله گل

سلام خاله ای ماه رمضون شده میدونی چیه؟یک ماه پر نور پارسال تو یک دنیای دیگه بودی دنیای تکامل،تکاملی که هر روز یک قسمت از شاکله جسمت شکل میگرفت،اما امسال اومدی تو یک دنیای دیگه،یک دنیای جدید از جنس تکامل، دنیایی که باید هرو روز بهتر از دیروز باشی و پله ای محکم برای فردا،امروز اینا رو برات مینویسم برای فردا و فردا هات که این ها رو میخونی،این دنیا مثل یک دانه کشمشه ظاهری پیر داره و اگر بهش نگاه کنی میبینی پر از پستیها و بلندیهاست اما همش با نظمه یادت باشه که نه بلندیهاش همیشگیه و نه پستیهاش،نه غمهاش پایداره و نه شادیهاش،برای طی این مسیر باید راه و بلد باشی ،دعا کنی که خدا بهت زیستنی عطا کنه که موقع خداحافظی از دنیا سگوار بیهودگی عمر نباشی محمد صالح،از 12 ماه سال یکماهش رمضانه و این رمضان هر سال بر گرد سال و ماه و فصلها میچرخد تا خدا به ما بفهماند که هر روزت باید رمضان باشد و هر شبت قدر محمد صالح این اولین رمضان توست و شاید اخرین رمضان خیلی ها از امروز برایت دعا میکنم که همیشه در رمضان باشی همیشه روزه گناه بگیری محمد صالح درین دنیا محل افطار نیست روزه بمان افطار گناه فقط دورت میکند و بر لبخندت نقشی از پژمر

خاله گل

محمد صالح درین دنیا محل افطار نیست روزه بمان افطار گناه فقط دورت میکند و بر لبخندت نقشی از پژمردگی میزند خاله ای یادت باشد اگر امششب خوابیدی رمضانت 29 روز میشود و یک شب رفته است و ممکن است بیدار نشوی محمد صالح بیا و تو پاک بمان تو بر جریده عالم دوام خویش ثبت کن تو از شر سیاهی خود را برهان محمدم هوا سرد است و تونل تاریک نورت را از دست مده بیا و راه را برای ما هم روشن کن به وسعت آسمانها با تو حرف دارم درین شب چقدر بگویم ؟ بیا و زمینی نشو ،آسمانی بمان نازنینم

خاله گل

محمدم ،برای محمد شدن باید صالح شوی و برای صالح شدن باید بنده شوی و برای بنده شدن باید مطیع باشی برای مطیع شدن باید راه بشناسی و برای شناخت راه نور میخواهی و برای نور داشتن پاکی و برای پاکی دوری از گناه و برای دوری ازگناه اراده و برای اراده شناخت و برای شناخت علم و برای علم آگاهی و برای آگاهی تلاش میخواهی امشب از خدا میخواهم همه نیازهایت را بر آورده کند و تو را آنقدر متواضع کند تا بلند شدنت را از او ببینی و بر بالش غفلت خوابت نبرد و رمضانت را بر باد ندهی ما 9 سال و هم مسلکان تو 15 سال صبر کردند تا رمضان شناس شوند بیا و تو امسال بیدار بمان این خواب فقط خسته ایت میکند و نا توان بیا و چشمهایت را نبند وقت برای خواب هست آنقدر که خسته شویم و فرسوده صالحم با کنده شدنت از زمین دستت را به آسمان ده بیا و عاشقی را شروع کن نمیگویم دیوانه باش یا عارف بیا و عاشق باش فقط عاشق بیا و از حالا سر تعظیم جلوی نفست فرود نیاور بیا و به پاکی بخند و بر نفست غلبه کن

خاله گل

آنچنان که بیداری برایش ممکن نباشد و سرکشی به ذهنشش خطور نکند محمدصالح بیا و مهر زبان بگشا و با ما بگو از راز دل آسمانها از قلب زمین از بهاری ترین چشمها و از نسیمی ترین خنده ها بگو کجا را کج رفتیم بگو افسار نفسهایمان را کی ول کردیم که به تاخت ما را در قعر چاه بودنمان انداخته محمدم جسم نحیف مارا ببین دردهایش را میبینی ؟نا توانیش را حس میکنی بیا و این قفس را به خدمت بگیر نه چون منی فرسوده که روح را به خدمت جسم در آوردم محمد صالحم بیا و ندای آسمانیان را ترجمان باش برای قلبهای فرسوده ما رمضان است و قدر نزدیک ما دلمان تاریک است و تو وجودت نور بیا و روشنمان کن حرف زیاد است و توان گفتن کم تو بخوان آه آه آه دوستت دارم دعایمان کن همه خاله ها و عموهایی را که دوستت دارند بی شمار

الدوز

واییییی قربونش برم .من عین لباس محمد صالح رو برا پسرم خریدم .[ماچ][ماچ][ماچ]