بسم الله

...

واج آرایی خشونت

به بهانه دندان هایی که نیش زد!

----------------------

پیش نگار:

دندان:

( به اوستایی:dentan و به سانسکریت:denta ) ساختارهایی سفیدرنگ در درون فک یا دهان بسیاری از مهره‌داران می‌باشند که برای خوردن و جویدن و قطعه‌قطعه کردن غذا به کار می‌روند. دندان‌ها از استخوان ساخته نشده‌اند، بلکه ازبافت‌هایی با درجه سختی‌های متفاوت تشکیل شده‌اند. انسان دارای ۲۰ دندان اولیه و ۳۲ دندان همیشگی می‌باشد. همچنین در انسانها ، دندان نقش بسیار مهمی در تکلم و ادای صحیح کلمات ایفا می‌کند. یک فرد برای آن‌که دندان‌های سالمی داشته باشد باید در شبانه روز حداقل ۲ بار مسواک بزند.

--------------------------

د.ن.د.ا.ن

به گمانم که دال خشن ترین حرف از حروف فارسی است. آنجا که هیچ انحنایی نیست؛ تنها دو نیم خط متقاطع.

جناب نورچشمی؛

این «دال» ی که دو بار در دندان های تو دهان باز کرده، ترسناک است. شکننده است. بیخود نیست که این واج آرایی ِ تیز، چنان دردی داشت که داد از نهادت در آورد. اصلا این دندان از وقتی که می خواهد بیرون آید نیش می زند. خدایا چه دردی دارد !!!

محمدصالح ِ ...؛

تو از انحنای لطیف لثه هایت تا سختی بُرنده ی این دو دندان ِ شیری، راه زیادی پیموده ای. راهی به بلندای همه قصورها و تقصیرهای من. از تو عذر می خواهم نازنین. بضاعت ما مزجاة است. اما تو چیزهای دیگری نیز خواهی دید. رنج های بیشتری در انتظار توست. دندان های دیگری نیش خواهد زد. دنیا همین است دیگر. قوس نزول است. صبر می خواهد؛ صبر ... مرد می خواهد؛ مرد.

زمان زیادی نمی گذرد از وقتی که تو از بهشتی که نمی دانم کجاست، آمده ای در کنار ما. و در این مدت کثرات بسیاری دیده ای؛ به اندازه دو دندان!!! اما هنوز می خندی، به همه می خندی. از بس که پاکی؛ از بس که نیستی ...

به زودی دندان های عقلت را نیز خواهی دید. همه ی امیدم آن است که عقل ِ تو تجلی همان عشق نخستین باشد؛ دفتر ِ عقل ِ تو، آیت ِ عشق ِ او باشد.

اما پسر ِ عزیزم، تو خود نیک می دانی که:

همین «دال»ِ تلخ ِ درنده، در پس انحنای ِ نازنین ِ «لام» نیز می نشیند. آنگاه دلی می شود که معرکه ی عشاق است. حرم الله است. تجلیات الهی اینچنین اند نازنین! اینجا اجتماع نقیضین حضور بیکران دارند. تردید ندارم که الله ِ عزیز بر رنج های تو، و سلامت تو فکرهای بکری دارد.

و این یقین، آگاهی دیگری است؛ هبه ی او، از وقتی که تو را می بینم.

...

تمام

------------------------

پس نگار:

جناب ِ نور چشمی همیشه به همه می خندد. آدم ها برایش فرقی ندارند. قضاوت و پیش داوری در نگاهش جایی ندارد. به راحتی همه را در کیش ِ مهر ِ خود می بیند و لبخند شیرینش را عرضه می دارد. به حالاتش که می نگرم، تنها وقتی که خواب آلود است اینچنین نیست! و با خود می پندارم که وااااای؛ خدای ِ من ... عمری است که چقدر خواب آلوده ام.