سلام

ممنونیم از اینکه به ما سر می زنید و واسه پسر کوچولوی ما کامنت میگذارید. خوشحالیم از اینکه دوستانی مثل شما داریم، دوستانی که کلی خاطره با اونها داشتیم و روزهایی از زندگی مون رو با اونها سپری کردیم. مسروریم از اینکه امروز این دوست ها هستن تا خاله ها یا عموهای محمد صالح باشند و ما از وجود این خونواده بزرگ (اگرچه مجازی) احساس غرور می کنیم. مطمئنیم که پسرمون هم از بودن بین اعضای این خونواده، خوبحاله!!!

پسر کوچولوی ما بعد از اولین حمام، حوله پیچ خوابش برد:

 

محمد صالح در 11 روزگی در آغوش پدر

 

محمد صالح در 15 روزگی

 

همان روز 

 

نماهایی دیگر از خواب معصومانه محمد صالح 

 

نمایی از محمد صالح روی سقف(از شاهکارهای بابا مجید)

پسر گلم اینجا دو ماه و نه روز داره:

 

پسر خوش تیپ ما این شکلی میرفت مهمونی:

محمد صالح اینجا 71 روز داره.

اینم یه شیرجه عالی از قند عسل که بازم باباش زحمتش رو کشیده:

(محمد صالح توی این عکس 84 روز داره و کم کم موهاش داره می ریزه)

این پسر اون قدر خوشمزه است که باباش می خواست اونو بپزه! خدا رو شکر توی قابلمه جا نشدخنده چشمک

اینجا محمد صالح 110 روز داره.

تا بعد...