سلام.

اصلا وبلاگ رو برای همین راه انداختیم... واسه تلنگرها و تذکاری واسه خودمون. واسه ثبت یه سری تجربه های کوچیک و بزرگ سر راه زندگی سه نفره مون. واسه نوشتن نکته های اخلاقی و تربیتی که از جایی می شنویم یا بر اثر تجربه، خودمون بهشون می رسیم...

این ها رو می نویسم که یادمون نره مسیر رشد و تعالی محمدصالح از تربیت و انسان شدن خودمون میگذره. شک ندارم تا آدم خودش درست نشه، بچه اش چیز قابلی نمی شه. با حرف و بحث و تریپ، کسی درست نشده. باید آستین ها رو بالا زد و بسم الله گفت و شروع کرد. عمل کردن به دانسته ها فکر می کنم تنها کاریِ که از ما خواستند...یعنی وظیفه مونه! البته توی زندگی امروز با توجه به حجم بالای اطلاعات و دسترسی ساده به اونها دیگه "نمی دونستم" قابل قبول نیست. یعنی اصلا واسه نسل ما نیست!!!

از این بار می خوام آخر هر پست یه نکته ی تربیتی بنویسم که حاصل تجربه ها و برداشت های خودمون هستش از زندگی. همه کسانی هم که نکته ای به نظرشون میرسه خیلی خوبه که اینجا مطرح کنن تا به اونها هم فکر کنیم.

********

توضیح: یکی از بازیهایی که محمدصالح خیلی دوست داره و در هر شرایطی که باشه با این بازی ساکت و آروم میشه...نماز بازیِ. مشغول هر کاری که باشه اگه یکی از ما بیاد و جلوش بایسته و نماز بخونه مات ومبهوت زل می زنه و گاهی با یه لبخند شیرین نگاه می کنه.

نکته 1: موقع نماز بازی، حق نداری خمیازه بکشی.

پ.ن: هر چی واسه خدا سر نماز خمیازه کشیدی و خجالت نکشیدی، بسه! جلوی میم.صاد حق نداری خمیازه بکشی.

بچه هامون حیف اند، خرابشون نکنیم!

و بعدش!

... و پست پر عکسی در راه است!!!نیشخند