سلام .

بعضی از تجربه ها گاهی خیلی شیرین و به یاد موندنی می شه مثل این مسافرت ما که اصلا نمی دونم میشه بهش گفت "سفر "یا نه.

پنجشنبه ساعت 5 بعد از ظهر خونه بودیم، جمعه هم ساعت5، 5:30 خونه بودیم ولی در عرض همین 24 ساعت یه سر رفته بودیم شمال و برگشته بودیم! جالبی اش هم به اینه که به قصد پارک پردیسان خونه رو ترک کردیم ولی نمی دونم چی شد که سر از استان مازندران در آوردیم! ما که تا حالا همچین تجربه ای نداشتیم ولی هرچی بود، خیلی خوب بود. همسفرهای خیلی خوبی داشتیم؛ عمو عباد و خاله فاطمه! امیدوارم ما هم همسفرهای خوبی برای اونها بوده باشیم!!!

خداروشکر تو هم پسر خوبی بودی و اصلا اذیت نکردی. معلومه که خیلی گردش دوست داریچشمک

از بین عکسهای سفر، اینها رو انتخاب کردیم (مهم نیست که کجاست و کدوم شهر ِ!!! مهم اینه که خیلی زیباست)...

 

محمد صالح و مامانی

 

محمد صالح و بابامجید کنار دریا

فعلا این ها رو به عنوان عکس های این سفر کوتاه قبول کنید تا بعد...